من و خدا

نویسنده : عطر خدا سه شنبه 25 فروردین 1394 04:25 ب.ظ  •   

من از خدا  خواستم که پلیدی های مرا بـزداید
خدا گفت : نه
آنها برای این در وجود تو نیستند که من آنها را بزدایم، بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی

*

من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد
خدا گفت : نه
روح تو کامل است. بدن تو موقتی است

*

من از خدا خواستم به من صبر شکیبائی دهد
خدا گفت : نه
صبر و شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. صبر دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است

*

من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد
خدا گفت : نه
من به تو برکت می دهم ؛ خوشبختی به خودت بستگی دارد

*

من از خدا خواستم تا از دردها آزادم سازد
خدا گفت : نه
درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد

*

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد
خدا گفت : نه
تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیــرایم تا میوه دهی

*

من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید
خدا گفت : نه
من به تو زندگی می بخشم تا تو از همه آن چیزها لذت ببری

*

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران را همان طور که او دوست دارد، دوست داشته باشم
خدا گفت : … سرانجام مطلب را درک کردی ...

من و خدا - عطر خدا www.atrekhoda.com


برچسب ها: گفتگوی انسان و خدا ، دوست داشتن انسان ها ، عشق خدا به بندگان ، خوشبختی و موفقیت ، حرف زدن با خدا ، صحبتهای من و خدا ، متن زیبا آموزنده پندآموز ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 فروردین 1394 12:41 ق.ظ


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات