شعر عطر خدا

نویسنده : عطر خدا سه شنبه 25 آذر 1393 11:25 ق.ظ  •   

سلام ... یه سلام گرم اول به خدای مهربون و بعدش به دوستای عطرخدایی
امیدوارم خوبه خوب باشید

میدونید امروز چه روزیه ؟؟
خب معلومه دیگه ، روزیه که تعداد پست های عطرخدا 3 رقمی شد !
این صدمین پست عطرخداست ... یه اتفاق قشنگ و یه خبر خوبه ... مگه نه ؟
امیدوارم با کمک خدای مهربون و عطرخدایی های نازنین ، یه روزی برسه که 4 رقمی بشیم ...
فکرشو کن ...

به همین مناسبت هم برای صدمین پست ، یه شعر اختصاصی برای خود عطرخدا داریم
از شاعر جوان و خوش ذوق راضیه رمضانی
تقدیم به همه ی عطرخدایی های عزیز

شعر عطرخدا - راضیه رمضانی - عطر خدا www.atrekhoda.com

من
علف ها را دیدم
سمت خدا می رفتند
رو به دریاچه نور
و همان جا که خورشید بیدار است
و دو دستان خدا باز
برای به آغوش کشیدن ها ...

و چه فرقی دارد
علفی هرز !
یا گلی از جنس بلور ! ...

تا بسویش قدم برداری
پر می شوی از بوی خوش عطر خدا

و چه غم ها پاک است و چه دلها روشن ...

و خوب می دانم
پشت پرچین ها
خانه ی پر مهر خدا
مرا میخواند
و تو ای خوب
بیا همسفر این شادی باش


برچسب ها: شعر بوی خوش عطر خدا ، شعرهای راضیه رمضانی ، شعرهای زیبا در مورد خدا ، رفتن به سوی خدا ، زیباترین شعرها درباره خداوند پروردگار ، نوشته های زیبا درباره خدا ، شعر درباره نور عشق امید غم ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 آذر 1393 11:58 ق.ظ


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات