تبلیغات
عطر خدا - مطالب آذر 1393










                                                                                                                      
کانال عطرخدا در تلگرام
صفحه اینـستاگرام عطرخدا

در جست و جوی خدا ، به سراغ نشانه های او در میان آفریده هایش رفتم.

از خودم پرسیدم « راستی خدا صبح ها چه كار می كند؟‌ »
احساس كردم كه پاسخم در لا به لای بوی شبنم صبحگاهی چمن زار به مشامم می رسد.

به این فكر كردم كه « خدا شب ها كجاست؟ »
و چیزی كه احساس كردم ، راحتی و آرامش خوابم بود.

از خودم پرسیدم « آیا خدا لطیف است؟‌ »
و پرواز پروانه ای را در آسمان دیدم.

از خودم پرسیدم « آیا خدا قدرتمند است؟ »
صدای غرش امواج اقیانوس در گوشم پیچید.

به این فكر كردم كه « وقتی خدا لبخند می زند ، دنیا چگونه می شود؟ »
همان موقع چشمم به برف هایی افتاد كه زیر تابش نور خورشید می درخشیدند.

دلم می خواست بدانم « آیا خدا موسیقی را دوست دارد؟ »
صدایی را شنیدم كه در یك غروب تابستانی از سوی بركه می آمد.

از خودم پرسیدم « آیا خدا هنر را دوست دارد؟ »
تارهایی را دیدم كه عنكبوتی در زیر زمین خانه مان تنیده بود.

دلم می خواست بدانم « خدا چه رنگ هایی را دوست دارد؟ »
با بچه هایی دوست شدم كه هر كدام از یك نژاد بودند و پوستشان به یك رنگ بود : سفید ، سیاه ، زرد ، سرخ ...

به این فكر كردم كه « خدا قد انسانها را در چه اندازه هایی آفریده است؟ »
دختر بچه ای كنار من بود ؛ سرش را بالا آورد و به من لبخند زد.

به این فكر كردم كه آیا « انسان هایی كه خدا آفریده ، به یكدیگر وفا دارند؟ »
دوستم به من اعتماد كرد و رازی را با من در میان گذاشت.

از خودم پرسیدم « آیا خدا برای ما ارزشی قائل است؟ »
پسر بچه ای مداد شمعی هایش را با من قسمت كرد.

به این فكر كردم كه « عشق خدا ، چه احساسی را در من ایجاد می كند؟ »
مادربزرگم ، دست هایش را باز كرد و من را در آغوش گرم خود گرفت.

دلم می خواست بدانم كه « خدا دوست دارد به چه جاهایی سر بزند؟ »
احساس كردم كسی در خانه ی قلبم را می زند.

حالا هر وقت می خواهم خدا را پیدا كنم ، دقیقا می دانم كجا دنبالشم بگردم ...

به دنبال خدا - ویرجینیا ال کرول - عطر خدا www.atrekhoda.com

بخشی از کتاب "دلم می خواست همه چیز را درباره خدا بدانم"
نویسنده  : ویرجیـنیا . ال . كرول
مترجم : آذر رضایی


***

آیه مرتبط :

قرآن کریم / سوره حدید / آیه 3
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ  وَهُوَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
اوست همه اوّل و آخر هستی و پیدا و پنهان. و او به همه امور عالم داناست.



برچسب ها : جستجوی خدا در نشانه های هستی, خدا را کجا میتوان پیدا کرد, حضور و بروز خداوند پروردگار در هستی, نشانه های خداوند در عالم آفرینش, مطالب زیبا درباره وجود خدا, آیه قرآن درباره حضور پنهان خدا در تمام عالم هستی, کتاب معرفت و خداشناسی,



تاریخ ارسال : پنجشنبه 6 آذر 1393 | نویسنده : عطر خدا    
خدا به شیطان گفت: لیلی را سجده کن.
شیطان غرور داشت، سجده نکرد. گفت: من از آتشم و لیلی گِل است.
خدا گفت: سجده کن، زیرا که من چنین می خواهم.
شیطان سجده نکرد ...
سرکشی کرد و رانده شد؛ و کینه لیلی را به دل گرفت ...

شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو کند و تا واپسین روز حیات فرصت خواست.
خدا مهلتش داد ...
اما گفت: نمی توانی، هرگز نمی توانی!
لیلی دردانه من است. قلبش چراغ من است و دستش در دست من ...
گمراهی اش را نمی توانی! حتی تا واپسین روز حیات ...

شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود
و می کوشد بال لیلی را زخمی کند
.
عمریست شیطان گرداگرد لیلی می گردد.
دستهایش پر از حقارت است و وسوسه
او بدنامی لیلی را می خواهد. بهانه ی بودنش تنها همین است.

می خواهد قصه لیلی را به بی راهه کشد.
نام لیلی، رنج شیطان است.
شیطان از انتشار لیلی می ترسد.
لیلی عشق است ... و شیطان از عشق واهمه دارد ...


از کتاب "لیلی نام تمام دختران زمین است" عرفان نظرآهاری


شیطان و لیلی - عطر خدا www.atrekhoda.com



برچسب ها : داستان خدا و انسان و شیطان, مطالب زیبا درباره شیطان و آدم, سجده نکردن شیطان بر آدم, داستان رانده شدن شیطان, مطالب زیبا و پندآموز درباره انسان آدم, گمراهی و دشمنی شیطان با انسان, داستانهای کوتاه و معنی دار,



تاریخ ارسال : چهارشنبه 5 آذر 1393 | نویسنده : عطر خدا    
3سه ماگی عطرخدا - میلاد امام محمد باقر - عطر خدا www.atrekhoda.com

سلام دارم خدمت همه دوستای عطرخدایی . امیدوارم که خوبه خوب باشید
اول از همه میلاد امام محمد باقر رو تبریک میگم. و چقدر قشنگه که 3 ماهگی عطرخدا همزمان شده با این اتفاق قشنگ
امروز 5 آذر عطرخدا 3 ماهه شد ... (اولین پست عطرخدا رو در 5 شهریور اینجا بخونید)
به همین مناسبت چند خط حرف حساب دارم با همه عطرخدایی های عزیز و دوست داشتنی

1. خب اول از همه اینکه چرا انقدر ساکت و بی حاشیه هستید ؟؟؟ الان مطمئنم خیییلی از دوستامون هستن که مرتب میان توی عطرخدا و مطالب رو هم میخونن و دوست دارن عطرخدا رو. اما دریغ از اینکه یه حرفی بزنن یا حتی کامنتی بفرستن!!! خب انقدر سرد و خاموش نباشید خواهشاً. ما اصلا دوست نداریم که اینجا ارتباط یک طرفه باشه! نظر ، پیشنهاد ، انتقاد یا هرچیزی که دارید بگید که لحاظ بشه. عطرخدا تازه افتتاح شده و اوله راهه ، و حالا حالا ها راه در پیش داره. خیلی هدف های بزرگی داره و به اون هدفها نمیرسیم مگر با همراهی و همکاری همدیگه ... پس اگه مخاطب همیشگی عطرخدا هستید با کمال میل تقاضا دارم ازتون که پر رنگ و فعال باشید. هر نظر و پیشنهاد و انتقادی که برای بهتر شدن و پیشرفت اینجا دارید در میون بذارید. مثلا توی نظرسنجی ای که بود و 750 نفر شرکت کردن نتیجه این شد :

عطر خدا www.atrekhoda.com

با اون 73 درصد اول زیاد کاری نداریم (هرچند که خیلی خوشحال کنندس که همچین درصد بالایی عطرخدا رو انقدر خوب و عالی دیدن )
17 درصد گفتن عطرخدا خوبه. خب من الان از اون 17 درصد میخوام که بگید چیکار کنیم که "عالی" بشه ؟
و 9 درصدی که گفتن "بد نیست" و "به درد نمیخوره" ... اتفاقا اصل حرفم با همین دوستای عزیزمه. شمایی که اینجارو در حد خوبی ندیدید ، خب راه حل بدید تا درستش کنیم. خلاصه حتما ایراد و اشکالی داشته که 9 درصد رأی دادید اینجا خوب نیست. پس ما هم دقیقا از اون 9 درصد میخوایم که انتقاد و پیشنهاد بدن تا عطرخدا هر روز بهتر از قبل بشه ... و بشه اون چیزی که باید بشه.

2. یه کوچولو گله دارم. بخاطر اینکه اونجوری که باید و شاید حمایت نمیشه از عطرخدا. احتمالا صفحه بنرهای حمایتی رو دیدید تاحالا. همونطور که توی اون صفحه و صفحه حمایت از عطرخدا گفته شده ، عطرخدا برای این ساخته شده که خدا رو قشنگ تر و زیباتر از همیشه ببینیم. خدا رو بیشتر از همیشه احساس کنیم کنارمون و توی لحظه های زندگی حضورش رو با تمام وجود لمس کنیم. و در یک کلام به اون آرامش واقعی برسیم و حالمون خوب باشه.
حالا بنظر شما کسی هست که آرامش و عشق خدا رو نخواد ؟؟! پس بیایم این آرامش رو دریغ نکنیم از کسی ...

اینجا یک وبلاگ شخصی نیست که برای من و هرکسی که نویسنده عطرخداست باشه. اینجا همه چیزش فقط برای یک نفره. اونم خداست. اگه وقت و انرژی و هزینه ای گذاشته میشه فقط بخاطر اینه که برای یک لحظه هم که شده از تماااام دغدغه ها و شلوغی های زمین فاصله بگیریم و یاد خدا باشیم. بخاطر اینه که با خوب شدن حالمون آرامش بگیریم. و مهمتر از همه بخاطر اینه که لبخند خدا رو احساس کنیم توی زندگیمون. پس اصلا فکر نکنید اینجا مال منِ نویسنده عطرخداست. من فقط یه واسطه هستم اینجا. هر چی که هست و نیست خدا باعثش بوده و خود خدا هم بزرگترین یار و همراه و همدم همه ی عطرخدایی هاست توی این راه. همه اینارو گفتم که بدونید اینجا با همه سایت ها و وبلاگ های دیگه فرق میکنه. ساده از کنارش رد نشید. حرفهای زیادی برای گفتن داره...

و حالا باید تشکر کنم از تمام دوستانی که حمایت کردن از عطرخدا. چه اونایی که لینک کردن و بنرهای حمایتی رو گذاشتن ، چه اونایی که با حرفهای قشنگشون پایه های عطرخدا رو محکم تر کردن و برای ادامه راه و آینده انگیزه دادن، چه اونایی که مطالب زیبایی رو فرستادن که قرار بگیره توی وب و خلاصه همه دوستای گل و نازنینی که تا به امروز سهمی داشتن توی عطر خدا ... دست همه شون رو می بوسم.

حالا گِله من بخاطر اینه که تعداد این دوستان کمه. یعنی باید خیلی بیشتر از اینا باشه. نمیدونم اینو بگم درست هست یا نه ، اما مثلا شما فرض کنید توی این 3 ماه تقریبا 100 هزار نفر اومدن توی عطرخدا ... که بیشتری هاشون سایت یا وبلاگ داشتن. اگه از اینا فقط 10 هزار نفرشون بنرهای حمایتی رو میذاشتن توی وبشون که عطرخدا رو به بازدیدکننده هاشون معرفی کنن، و از هر کدوم از اون وب ها روزی فقط 1 نفر میومد توی عطرخدا ، الان حداقل روزی 10 هزار نفر از وبهایی که بنرهای حمایتی رو گذاشتن میومد اینجا ... و این یعنی روزانه 10 هزار نفر از خدا شنیدن و از خدا گفتن. یاد خدا بودن و آروم گرفتن با یادش. و کل زندگیشون یه رنگ دیگه گرفته .... این یعنی اینکه به واسطه شما دوستای خوبم هر روز یه عااااالمه انرژی و عشق و آرامش و امید و حس مثبت بین کلی آدم پخش میشه و فکرشو کنید اگه اینجوری بشه چقدر رویایی میشه همه چیز ... فقط خدا میدونه چه اتفاقای خوبی همراهشه ....
 پس حق میدید بهم که گله کنم، درسته؟!
اما اشکال نداره ... چون اینجا برای خود خداست ، خود خدا هم حواسش به همچی هست و بهترین یار و کمک توی این راهه. دعام اینه که خودش هوای اینجارو داشته باشه همیشه ، همینطور که تا به امروز داشته ... و همه اونایی رو که به این حرفا احتیاج دارن و از آرامش دورن ، خودش دعوت کنه اینجا و حالشون رو خوب کنه...
مرسی خدا

3. بازم میگم که نمیخوام یک طرفه باشه اینجا ارتباط. اگه مطلب مرتبط با موضوع عطرخدا دارید که شبیه حال و هوای فعلی مطالب عطرخدا هست ، حتما بفرستید برامون که قرار بگیره روی وب. با کمال میل مشتاقانه منتظر این اتفاق هستیم. حالا یا از توی کامنت ها بفرستید یا اگه طولانی هست میتونید ایمیل کنید.
ایمیل هم که اینه : atrekhoda.com@gmail.com
خلاصه هر طور که برای خودتون بهتره

4. کلام آخر هم اینکه ، مراقب خودتون و مهربونی هاتون باشید ... که این دنیا خییییییلی نیاز داره بهشون
در پناه معبود دوست داشتنی ، زندگیتون سرشار از عطر خدا
 






تاریخ ارسال : چهارشنبه 5 آذر 1393 | نویسنده : عطر خدا    
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی
و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی ...

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده فقیر هستیم. چطور من می توانم این کارها را انجام دهم ؟!

لقمان پاسخ داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی ، در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست.

پند لقمان - عطرخدا www.atrekhoda.com



برچسب ها : بهترین غذای جهان, بهترین کاخها و خانه های جهان, مطالبی در مورد قناعت و سخت کوشی, سخن بزرگان و اندیشمندان, سخنان و پند لقمان حکیم, راز راه خوشبختی و کامیابی, دوستی و نفوذ در قلب انسانها,



تاریخ ارسال : سه شنبه 4 آذر 1393 | نویسنده : عطر خدا    
این شعر فوق العاده زیبا رو یکی از دوستای عطرخداییمون فرستادن
با نهایت تشکر از این دوست خوبم ، امیدوارم لذت ببرید

شعر خدا نازنینم آدم - عطر خدا www.atrekhoda.com

پس از آفرینش آدم خدا گفت به او : نازنینم آدم ...
با تو رازی دارم
اندکی پیشتر آی ...

آدم آرام و نجیب
آمد پیش ...
زیر چشمی به خدا می نگریست
محو لبخند غم آلود خدا ، دلش انگار گریست

نازنینم آدم ...
قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید
یاد من باش ... که بس تنهایم

بغض آدم ترکید ...
گونه هایش لرزید
به خدا گفت :
من به اندازه ی ....
من به اندازه ی گلهای بهشت ...
نه ... به اندازه عرش ...
نه ...
من به اندازه ی تنهایی ات
ای هستی من
دوستدارت هستم ...

آدم ...
کوله اش را برداشت
خسته و سخت قدم بر می داشت
راهی ظلمت پر شور زمین ...
طفلکی بنده ی غمگین ، آدم !

در میان لحظه ی جانکاه هبوط
زیر لبهای خدا باز شنید
نازنینم آدم ...
نه به اندازه ی تنهایی من
نه به اندازه ی عرش
نه به اندازه ی گلهای بهشت ...
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !
نازنینم آدم .... نبری از یادم ! ...



برچسب ها : شعر زیبای خدا و آدم, شعر درباره یاد خدا, شعر درباره آفرینش انسان, شعرها و متن های ادبی زیبا, قصه آفرینش انسان و هبوط به زمین, سفر انسان به زمین, گفتگوی خدا با انسان در زمین,



تاریخ ارسال : دوشنبه 3 آذر 1393 | نویسنده : عطر خدا    
کانال عطرخدا در تلگرام

پیشنهاد می کنیم از تمام صفحات و مطالب وبلاگ دیدن کنید

تعداد کل صفحات : 5 --- ...2345

درباره عطر خدا


به "عطرخدا" خوش اومدید
اینجا قراره قدم به قدم به خدای مهربون نزدیک بشیم و عطر خدارو توی زندگیمون احساس کنیم ...
یه راه پُر از زیــبایی و لذت و آرامش ...
- - - - - - - - - - - - - - - - -
www.AtreKhoda.com
- - - - - - - - - - - - - - - - -
کپی برداری از مطالب هم کاملاً آزاده (فقط اگه خواستید منبع رو هم ذکر کنید)
- - - - - - - - - - - - - - - - -
facebook.com/atrekhoda
instagram.com/atrekhoda
line ID : atrekhoda
Line Page : @PHW9111N
افتتاح سایت جملات زیبا
همکاری با عطرخدا
نـظرسنجی
شبکه های اجتماعی
نویسندگان
موضوعات وب
آمـار
بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب : عدد
تاریخ آخرین بروزرسانی :
لینک دوستان
پخش موزیک

امکانات وب