مرا اطاعت کن - حدیث قدسی 16

نویسنده : عطر خدا یکشنبه 7 دی 1393 12:47 ق.ظ  •    ارسال شده در: حدیث قدسی

ای فرزند آدم ...
همانا من بی نیازی هستم که محتاج و فقیر نمی شوم
مرا اطاعت کن ، تو را بی نیازی کنم که محتاج کسی نشوی.

ای فرزند آدم ...
من زنده ای هستم که نمی میرم
مرا اطاعت کن ، تو را نیز زنده ای قرار دهم که نمی میرد.

ای فرزند آدم ...
همانا من به شیء می گویم چنین و چنان شو
تو نیز مرا اطاعت کن ، (به چنان قدرتی) تو را می رسانم که به هر چه بگویی چنین و چنان شو ، می شود.

مرا اطاعت کن - حدیث قدسی 16 - عطر خدا www.atrekhoda.com


برچسب ها: بی نیازی و قتاعت ، زندگی و عمر جاویدان ، قدرت و عظمت خداوندی ، اقتدار و قدرت خدا پروردگار ، حدیث قدسی درباره فقر و بی نیازی ، سخنان خدا با فرزند آدم ، اطاعت و فرمانبرداری از خدا ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 دی 1393 02:46 ق.ظ

جمعه 12 دی 1393 08:43 ب.ظ
با سلام و ممنون از وبلاگتون
میشه منبع دقیق احادیث قدسی رو اعلام کنید؟
چه کتابی و چه مولفی؟
سپاس
عطر خدا
منبع احادیث قدسی 2 کتاب :
تنهایی - محمدرضا زائری
یابن آدم - سید محمد حسن مشکوه

به عطرخدا خوش اومدید دوست من
چهارشنبه 10 دی 1393 09:35 ب.ظ
سلام.حق با توئه ولی دست خودم نیست.دلم اشوبه!آشوب
به هر حال ممنون که منو یادت بود و شناختی
حرفات بهم آرامش میده
عطر خدا
طبیعیه دوست من. خلاصه بعضی اوقات همگی اینجور حس و حالی بهمون رو میاره
ولی سخت نگیر زیاد
بذار زمان بگذره و خدا خودش همه چیو درست کنه
بعضی اتفاقات و مشکلات، فقط به زمان احتیاج دارن
و هیچی بجز زمان درست نمیکنه کارو

شمام الان اجازه بده زمان بگذره تا ببینیم خدا چی میخواد
امیدوار باش و ایمانتو قوی کن
همین ...
دوشنبه 8 دی 1393 06:14 ب.ظ
خدایا همه حرفات قبول!
نوکرتم من دربست!
هرچی بگی قبول
ولی خدایا چرا حالا که دارم به حرفات گوش میدم یه دری رو به روم باز نمیکنی؟
همه در ها به روم بسته است!هرچی هم التماست میکنم جواب نمیدی
خدایا مگه نمیگی هرکی به یاد من باشه منم به یادش هستم؟
پس چرا الان که بهت نیاز دارم کمکم نمیکنی؟
هرچند اگه تا الان عشق تو تو قلبم صد کفن پوسیده بودم.فقط فکر اینکه یه روزی در رحمتت رو به روم باز بکنی منو زنده نگه داشته
خدایا با تمام این قضایا بازم میگم شکرت!
شکرت که از گمراهی در آوردیم
شکرت که حداقل میتونم شکرت رو به جای بیارم!
خدایا کمکم کن!
خیلی بهت نیاز دارم
خیلی...
حالم اصلاً خوب نیست...
اصلاً خوب نیست...
عطر خدا
سعید جان
انقدر بی قرار نباش
قبلنم گفتم بهت، بازم میگم، گاهی اوقات فقط لازمه صبور باشیم
خیلی از اتفاقات زندگی، اصلا بخاطر همین جلوی راه ما سبز میشن که یاد بدن به ما صبر داشته باشیم. برای تقویت صبر ما هستن... برای اینکه بفهمیم خودمون از حل مشکلات عاجزیم و باید یه نیروی عظیم و بی نهایتی به دادمون برسه...
پس بریم به سمتش و التماسش کنیم

همه اون چیزایی که منتظرشی و از خدا میخوای، خلاصه بهت رو میاره
آرامش بازم بهت برمیگرده ...
توی این قضیه شک نداشته باش حتی سر سوزنی. چون حالا که اینجایی و از خدا میگی و از خدا میخوای، پس حتما راه رو نشونت داده خود خدا. پس دیگه جای نگرانی نیست! هست ؟!!!

همه آدما توی بعضی از مقاطع زندگیشون همین حس و حالو دارن. حس شدید «نیاز به خدا» و اینکه منتظر یه اتفاق بزرگن که بیفته براشون و ولی وقتی نمیفته فکر میکنن درها بسته ست و به بن بست خوردن و خدا حواسش نیست دیگه ...
همه همین حالو دارن گاهی اوقات. اما کسی موفق میشه و سربلند از این اتفاقا میاد بیرون که «ایمان داره خدا بیداره و حتی ثانیه ای بنده هاشو رها نکرده»
همه بعضی وقتا همین حالو داریم که از اتفاقای این دنیا سر در نمیاریم و برامون علامت سواله که آخه چرا ....
فقط کسایی این مرحله به خوبی میگذرونن که ایمانشون به خدارو حفظ میکنن و از ته دل، میدونن که خدا هواشونو داره.

من فقط بهت میگم که صبر داشته باش و بسپار به خدا
شاید این بیقراری که داری بخاطر اینه که هنوز کامل و از ته دل توکل نکردی بهش
راه توکلتو پیدا کن. توکل که کنی همه آشوب و بهم ریختگی هات درست میشه
چون مطمئنی یه خدایی هست که حواسش همه جوره به توئه و نمیخواد که ناراحتی تورو ببینه. اون خیر تورو میخواد و توی هر اتفاقی حکمتی قرار داده. حتی توی بدترین اتفاقات زندگی و تلخ ترین لحظه ها، بازم هدیه ای از طرف خدا وجود داره برای ما ...

دیر یا زود این هدیه رو میبینیم و به دستمون میرسه
فقط کمی صبر و ایمان و توکل میخواد ...

انقدم آشفته نباش. بهت که گفتم، گاهی باید هیچی نگفت و حتی دعایی هم نکرد
تا خدا خودش کار خودشو انجام بده. اون کارشو خوب بلده و لازم نیست ما هر روز و هر روز بهش بگیم چی میخوایم! فقط کافیه بگیم هرچی خودت میخوای و صلاح ماست سر راهمون قرار بده خدایا...

بعضی اوقات، دعای زیادی کردن خودش نگرانی و اضطراب میاره. چون غیرمستقیم داره بهمون یاد میده که «من» از تو بیشتر میفهمم خدا، و از سرنوشت خودم بهتر باخبرم. پس ازت میخوام که....

توی لحظه های حساس و سرنوشت ساز و بیقراری، بیشتر از همه چی «آرامش» مهمه.
پس سعی کن آروم باشی ...
دوشنبه 8 دی 1393 09:08 ق.ظ
سلام
وبتون خوبه
.
.
.
.
خدایا پس کمکم کن
عطر خدا
کمک میکنه ...
از ته دل و باتمام وجود «فقط از اون» بخواین تا کمکتون کنه


به عطرخدا هم خوش اومدید دوست من
یکشنبه 7 دی 1393 11:22 ق.ظ
قطاری كه به مقصد خدا می رفت، لختی در ایستگاه دنیا توقف كرد
و پیامبر رو به جهانیان كرد و گفت:
مقصد ما خداست. كیست كه با ما سفر كند؟
كیست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كیست كه باور كند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندكی بر آن قطار سوار نشدند از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود.

در هر ایستگاه كه قطار می ایستاد، كسی كم می شد قطار می گذشت و سبك می شد، زیرا
سبكی قانون راه خداست .

قطاری كه به مقصد خدا می رفت، به ایستگاه بهشت رسید. پیامبر گفت اینجا بهشت است .
مسافران بهشتی پیاده شوند، اما اینجا ایستگاه آخر نیست .

مسافرانی كه پیاده شدند، بهشتی شدند. اما اندكی، باز هم ماندند، قطار دوباره راه افتاد و
بهشت جا ماند.
آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما، راز من همین بود.آن كه مرا می خواهد، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد .
و آن هنگام كه قطار به ایستگاه آخر رسید دیگر نه قطاری بود و نه مسافری .
عطر خدا
اگه اشتباه نکنم از نوشته های خانم نظرآهاری باید باشه این داستان زیبا
واقعا زیباست و بارها توی همین عطرخدا، دوستای عزیزم فرستادن و منم حرف زدم دربارش ...
و طبق معمول میخوام بگم که: خدایا فقط خودتو میخوایم... دیگه هیچی
تو که باشی همه چی آرومه ... همه چی تکمیله ... و زندگی زیباست
یکشنبه 7 دی 1393 01:14 ق.ظ
فكر نكنم دیگه نظرات پست هاى قبل تأیید بشن
درسته ؟
عطر خدا
چرا تایید نشن ؟!
میشن 110 تا هستن! مگه میشه تایید نشن!
ایشالا از فردا به بعد ... که اوضاعم روبـراه تر شد
یکشنبه 7 دی 1393 12:02 ق.ظ
سلام
خداجون هیچی ندارم بگم فقط اینکه خیلیییییییی دوستت دارم.
الان خسته درس خوندن واسه امتحان فردامم.بااین حدیث قدسی حالم خوب خوب شد.خداروشکرت.ممنون اینهمه مطالب عالی میذارین.واقعاممنونم
عطر خدا
خب خداروشکر
حالا امتحان خوب شد ؟؟
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات