خود را برای بندگی من مهیا نما - حدیث قدسی 15

نویسنده : عطر خدا شنبه 29 آذر 1393 02:25 ق.ظ  •    ارسال شده در: حدیث قدسی

ای فرزند آدم ...
خود را برای بندگی من مهیا نما
در این صورت قلب تو را بی نیاز خواهم کرد
و تو را بسوی خواسته هایت واگذار نخواهم کرد
و بر من واجب خواهد بود که حاجت تو را بجا آورم
و قلب تو را مملو از خوف و ترس از خود می کنم

و اگر برای بندگی من خود را مهیّا نسازی
قلب تو را مشغول به دنیا خواهم کرد

سپس حاجت تو را بجا نخواهم آورد
و تو را به خواسته هایت واگذار خواهم کرد ...

ای فرزند آدم ...
در آنچه که به تو امر نمودم مرا اطاعت کن
و آنچه صلاح توست به من نیاموز !

ای فرزند آدم ...
لحظه ای در صبح مرا یاد کن
و لحظه ای در عصر ، هرچه خواهی به تو می دهم ...

حدیث قدسی 15 - عطر خدا www.atrekhoda.com



برچسب ها: اطاعت و بندگی خدا پروردگار ، حاجت و استجابت دعا ، خوف و ترس از خداوند پروردگار ، خیر و مصلحت زندگی انسان ، زنده نگاه داشتن یاد خدا ، برکات و آثار بندگی خدا ، متنهای زیبا و عاشقانه خدا ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 1 دی 1393 11:17 ق.ظ

یکشنبه 30 آذر 1393 09:02 ب.ظ
چه قدر خوب حرف میزنی عطر خدا من ایمانم قویه اونقدی كه تو تمام زندگیم همه بهم تكیه میكنن از دوستام تا حتی گاهی مامانم و اینو از نماز شب دارم نمیدونم تا حالاامتحانش كردین..عجیب دلمو نورانی وسبك میكنه ....نصفه شب بیدار بشی و شوق وصل به ربتو داشته باشی....اگه دیدی گفتم كسیو ندارم معنیش این نبود كه شما برداشت كردی منظورم ادمایی از جنس خودمون بود دوستایی دارم كه حسادت وحسرت نذاشته هیچ وقت باهام گرم بشن در ظاهر چرا اما قلبا نه در صورتی كه من تاحد مرگ كنارشونم...الان مشكلم فقط همین حس جدیدمه بیتفاوتیه یا ایمان قوی معنیشو نمیفهمم بیشتر از اون چیزی كه فكرشو كنین از خودم و همه این عمر 21 سالم راضیم و خرسند واسه خاطر اینكه شبیه هم سنو سالام نبودم تو دنیای امروزی شاكرم....
عطر خدا
خب خوبه دیگه
همین حس رضایت و خرسندی از زندگیتون کافیه خودش
مهم همینه که شبیه خیلی ها نبودید و قشنگ زندگی کردید
جوری که الان این حس رضایتو دارید ...

راجع به این حس جدیدتونم، والا نمیدونم چی باید بگم
چون هنوز درک درستی ندارم از حرفتون ...
شاید لازم باشه بیشتر توضیح بدید، نمیدونم ...

راستی راجع به اون جواب بلند بالایی که دادم برای کامنت قبلی شما، باید بگم که، خداییش اولش اصلا به اسم فرستنده نگاه نکردم. فقط کامنتو خوندم و حرفای خودمو زدم بعدش.
آخرش که دیدم نوشته «نیلو» تعجب کردم واقعا. گفتم إ این نیلو که خوب بود حالش... چرا یهو داره اینجوری میگه!

ولی خب آره، به قول شما اگه از اولشم میدونستم اون پیامو شما فرستادید، دیگه برداشت نمیکردم که منظورتون از حس تنهایی، اون بوده
یکشنبه 30 آذر 1393 01:43 ب.ظ
اولین نظری که دیشب برای این کامنت گذاشته بودم من بودم،یه خرده از خدا گلایه کرده بودم ولی خیلی بی معرفتی که درد دل منو با خدا تایید نکردی و حذف کردی
عطر خدا
ای بابا
آقا سعید ؟!!! دمت گرم دیگه

اولاً اینکه توی عطرخدا «هیچ نظری» حذف نمیشه. تمام نظرات خونده میشه و جواب میدم. حتی اون تعداد نظرات اندکی که مخالف هستن و دوست ندارن مطالبو.
اما بعضی وقتا مثل الان، به دلیل زیاد بودن نظرات یا چیزای دیگه، دیرتر فرصت میکنم پاسخ بدم.
شمام اولین نفر نبودی که کامنت فرستادی برای این پست!
8 تا کامنت قبل از کامنت شما بوده

الانم کامنتتو جواب دادم. یکی از طولانی ترین جوابهایی هم بوده که دادم تا به امروز

دوماً ، کامنت به اون قشنگی گذاشتی، گلایه از خدا هم که باشه، مگه باید حذفش کرد ؟!!!!!
مگه خدا این صحبتها رو داره با آدم؟ گلایه از خدا که خوبه اتفاقا...
خلاصه بعضی وقتا آدم بنا به هر دلیلی دلش میگیره و با خدا حرفاشو میزنه. حالا ناخوداگاه شبیه گلایه میشه....
اتفاقا خدا همیشه منتظره تا باهاش حرف بزنیم و از دلمون بگیم. مگه ناراحت میشه ؟!!
معلومه که نمیشه.... اتفاقا خوشحال هم میشه. پیش خودش میگه که چه بنده خوبی دارم که تمام عالم و آدمو رها کرده و حرف دلشو داره با من میزنه... و به من رو آورده

سوماً ، انقدر زود ناراحت نشو از آدما! قرار باشه انقدر زود ناراحت بشی و دلگیر بشی از کسی، فایده ای نداره ها! بیشتر از همه خودت ضرر میکنی اصن
شنبه 29 آذر 1393 08:21 ب.ظ
من هیچ كسیو ندارم كه باهاش تو این دنیا دردو دل كنم دورم خیلیا هستن اما...اینجا كه میام حس خوبی دارم دلم میخواد بغضامو بنویسم خیلی شكننده شدم تو شرایطی هستم كه تك تك عزیزانم دارن جلوی چشمام زجر میكشنن هر كدوم به نحوی اما تو حالتی قرار گرفتم كه نمیدونم اسمشو چی باید بزارم نمیدونم ایمانم قوی شده یا بی تفاوت شدم یا ظرفیتم تمومه گیج شدم هیچ عكسوالعملی نشون نمیدم فقط ایستادم و نظاره گر شدم دلم میخواد دردو دل كنم دلم گریه میخواد ....
عطر خدا
«من هیچ كسیو ندارم كه باهاش تو این دنیا دردودل كنم»
همین اول نوشتتون مشکل داره خودش! و شایدم همه مشکلاتتون فقط برای همین نصفه خط جمله باشه. که احتمالا اعتقاد و باور قلبی شماست. که اینجوری نوشتید ...

شاید شبیه شعاره دیگه اگه بخوام تکرار کنم شما تنها نیستید و خدارو دارید.
ولی باور کنید همه آدمای دنیا، همین حس شمارو دارن. شک نکنید!
همه آدما فکر میکنن تنهان و کسیو ندارن که باهاش حرف بزنن و آروم بشن.
توی مقاطعی از زندگی هستن کسایی که کنارمونن و با حرف زدن باهاشون خوبه حالمون. اما باور کنید، اون آدما موقتی هستن. یه روز هستن و فرداش نیستن.
حالا میخواد دوست، همسر یا حتی پدر و مادر آدم باشه. مشکلات زندگی آدمارو از هم دور میکنه. پس نمیتونن رفیق خوب و همیشگی باشن برای همدیگه ...

فقط یه نفره که همیشه هست و توی رفاقت کم نمیذاره. اونم خداست ...
هروقت برسید به این نقطه که همه دار و ندار شما خداست، با همه وجود دل میدید بهش و اون وقته که اون با زندگیتون و قلبتون معجزه میکنه ...
الان من هرچی حرف بزنم فایده ای نداره. مهم خود شما هستید. باید از ته دل بخواین و شروع کنید.
باید قدمی بردارید تا همه چیز درست بشه ...
اگه تاحالا خوب نشدید، مطمئن باشید که خودتون نخواستید. به هزار و یک دلیل که ممکنه خودتون بدونید یا حتی ندونید.

توی حرفاتون گفتید خیلی شکننده شدید و ...
این عکسو نگاه کنید :
http://images.persianblog.ir/691252_4TtlOyHD.JPG

حس خوبی بهتون داد. مگه نه؟
چون مطمئناً از این بیشتر شکننده نشدید. که اگه میشدید دیگه زندگیتون مثل الان نبود.
اینجوری نبود که بگید میام توی عطرخدا حس خوبی داره برام. پس هنوز امیدتون زندست. یه چیزی توی دلتون میگه هنوزم میشه شروع کرد. اما چون ایمانتون ضعیفه به این حرف، هنوز کاری نکردید.
ایستادید و نظاره گر اتفاقات مختلف هستید ...
درسته با دردودل کردن آدم خالی میشه و بهتر میشه حالش، اما مهمتر از دردودل اینه که خودتون کاری کنید برای خودتون. شما به کمک هیچکس احتیاج ندارید. خدا تمام ابزارها و چیزایی که مورد نیاز شماست در اختیارتون گذاشته. اما شما از بس به غصه ها و اینکه تنهایید، فکر کردید که همه اون ابزارها رو فراموش کردید.
سعی کنید به یاد بیارید نعمتهای خدارو ... تا قدر داشته هارو بیشتر بدونید
بزرگترین نعمت خدا هم خود خداست.
که خدارو شکر شما دارینش... از حرفاتون معلومه که دارینش
پس ناامیدی برای چیه دیگه ؟!!!!

قدمی بردارید تا دنیا به خواسته های شما جواب بده.
و توی این راه تنها نیستید. خدا مثل کوه پشت شماست ....
اصلا چرا پشت شما ، اون کنار شماست ... کنار شما قدم به قدم داره میاد و راه رو نشونتون میده. حسش میکنید. درسته ؟؟؟
ازش بخواین، با حال آروم و از ته دل ازش بخواین تا همراهیشو همیشه بده بهتون.


سحر نزدیکه، بهش ایمان داشته باشید
شنبه 29 آذر 1393 07:31 ب.ظ
سلام وبتون خیلی جذابه داداشم معرفیتون کرده منم به دوستام معرفی میکنم وبتون باعث نزدیکتر شدن هر چه بیشتر بین ما و خدای خوبمون میشه هر روز منتظر پستای جدیدتون هستم اجرتون با امام حسین
عطر خدا
ممنوووونم دوست عزیز
ممنونم از داداش عزیزتون که باعث این آشنایی بوده و بعدشم از شما که قراره عطرخدا رو به دوستاتون معرفی کنید
امیدوارم این خانواده عطرخدا، با کمک خدا و دوستای گلمون، روز به روز بزرگتر بشه ...
به امید روزی که دیگه فاصله زیادی نداشته باشیم با خدا ...
شنبه 29 آذر 1393 06:56 ب.ظ
خدایا پس چرا هرچی بندگی ت رو میکنم جوابمو نمیدی؟
چرا همه با چوب اشتباهات گذشته منو میزنن؟
چرا هیچ کس باورم نمیکنه؟
چرا باور نمیکنن عوض شدم؟
چرا دستمو نمیگیری خدا؟
خدایا خیلی خسته ام!
خیلی بهت احتیاج دارم!
دارم از پا میوفتم خدا!
خدایا منو از این منجلاب بیرون بیار
عطر خدا
. . .
خدای مهربون، قبل از اینکه اینارو بهش بگید، شنیده و جواب شمارو داده. باور ندارید ؟؟؟

جوابهای خدا حتما توی زندگیتون هست الان. خیلی زود پیداشون میکنید.
اما اجازه میخوام که از طرف خودم هم (مدیر عطرخدا) جواب بدم :

خب از کجا میدونی که خدا جوابتو نداده سعید جان؟
شاید داده و تو هنوز متوجهش نشدی ...
یا نه، شایدم جوابتو هنوز نداده و هنوز لازمه که ازش بخوای
شاید هنوز لازمه که ازش از ته دل بخوای...
شاید هنوز کاملاً از غیر خدا قطع امید نکردی و با تمام وجود به درگاهش نرفتی...
شاید هنوز عواملی وجود داره که نمیذاره جوابای خدارو بشنوی و باید اونارو از بین ببری قبلش.
و خیلی شاید های دیگه، که فقط «زمان» میتونه روشن کنه اونارو.
صبر داشته باش. صبر صبر صبر ....
ایمان داشته باش و توکلتو از دست نده.
شنیدی میگن: «گاهی اوقات باید سکوت کرد، شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد» ؟
شاید الانم لازم باشه که تو سکوت کنی و اجازه بدی خدا بیاد توی دلت. شاید دلت از بس که آشوبه و بهم ریخته ای و داری با ناله خدا خدا میکنی، دیگه نمیتونی که صدای خدارو بشنوی ....
لازمه بعضی وقتا صبر کرد و سکوت. آروم بود و به هیچی فکر نکرد و حتی هیچ دعایی هم نکرد. فقط اجازه داد تا خدا کار خودشو کنه ...

چون خدا خودش بهتر از تو حال تورو میفهمه و آگاهه به درد دل تو ...
پس سکوت کن و آروم باش و ازش بخواه که با نشونه هاش باهات حرف بزنه.
توی نشونه هاش حتما جواب تماااام سوالات تو رو میده.

مگه میشه که بنده ای که برگشته به طرف خدا، و انقدر خالصانه و از ته دل داره صداش میکنه، خدا نشنیده باشه صداشو ؟!!!
مگه میشه بنده ای که با تمام وجود داره میگه خدایا دستمو بگیر دارم از پا میفتم، خدا رهاش کنه...؟!!!!!
خدا نه تنها رهاش نمیکنه، با همه وجود اونو توی آغوش گرمش پناه میده.

فقط میتونم بگم که خدا، این روزا توی زندگیت، 6 دونگ حواسش بهت جَمعه و داره برات خدایی میکنه.
که اگه اینجوری نبود دعوتت نمیکرد توی عطرخدا، تا یادش بیفتی و ازش کمک بخوای و این کامنت زیبا رو بنویسی اینجا ...
مطمئن باش اگه خدا بی خیالت شده بود، اصلا بهت اجازه نمیداد که اسمشو به زبون بیاری. به قول خودش توی این آیه های قرآن میگه:

مریم 64
رَبِّكَ لَهُ مَا بَیْنَ أَیْدِینَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَیْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِیًّا
اوست که بر همه جهان های پیش رو و پشت سر ما و بین آنها هر چه هست به احاطه علمی آگاه است و پروردگارت هرگز چیزی را فراموش نخواهد کرد

نمل 24
زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبیلِ فَهُمْ لا یَهْتَدُونَ
و شیطان اعمال زشت آنان را در نظرشان زیبا جلوه داده و آن‌ها را به کلی از راه خدا باز داشته و آن‌ها هم به حق راه یافته نیستند.

پس خدا نه تورو فراموش کرده، نه اینکه جزء گمراهان قرارت داده که اگه اینجوری بود اصلا اجازه نمیداد که یادش کنی و از «اون» کمک بخوای. پس خوشحال باش که تو رو دعوت کرده به یاد خودش و خواسته که اسمشو به زبون بیاری....


فقط صبر داشته باش و توکلتو قوی کن
همین ....


راستی توی حرفات گفتی :
(( چرا همه با چوب اشتباهات گذشته منو میزنن؟
چرا هیچ کس باورم نمیکنه؟
چرا باور نمیکنن عوض شدم؟ ))

خب سعید عزیز، تو به مردم چیکار داری ؟!!! مگه تو بنده ی مردمی؟ تو بنده خدا هستی و با اون معامله کردی.
به حرف و کارای آدما هییییچ کاری نداشته باش. «تو با خدا معامله کردی» پس همه چیزو بسپار به خودش و مطمئن باش بهترین هارو میذاره سر راهت توی زندگی.
آدما خودشون پر از اشتباه و خطا هستن و هرلحظه دیگرانو مورد قضاوت قرار میدن!
نشنیدی که خدا بااااارها توی قرآن گفته که « و اکثرم لا یعلمون» و بیشتر آنها نمی دانند.
پس طرف حساب تو خداست نه آدما ...

امیدوارم حرفام خوب بوده باشه برات
شنبه 29 آذر 1393 06:40 ب.ظ
استاد،اگر حدیث قدسی است منبع و آدرس حدیث را هم بنویس.
والا ننویس
عطر خدا
یابن ادم تفرغ لعبادتى املا قلبك غنى و لا اكلك الى طلبك و على ان اسد فاقتك و املا قلبك خوفاً منى و ان لاتفرغ لعبادتى املا قلبك شغلا بالدنیا ثم لا اسد فاقتك و اكلك الى طلبك

یابن ادم اطعنى فیما امرتك و لا تعلمنى ما یصلحك.
یابن ادم اذكرنى بعد الغداة ساعة و بعد العصر ساعة اكفك ما اهمك

این متن عربی حدیث
منبع از کتاب یابن آدم - سید محمد حسن مشکوه

حله دوست من ؟؟؟

انقدم سختگیر نباش
انقدر که روی منبع و سند و مدرک حساسی، یه ذره به خود حدیث و معنی و احساسش توجه میکردی بد نبود!
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات