پیرمرد و دخترک

نویسنده : عطر خدا یکشنبه 9 شهریور 1393 05:55 ب.ظ  •   

پیرمرد از دخترک پرسید:
- غمگینی؟
- نه.

- مطمئنی؟
 - نه.

 - چرا گریه می کنی؟
 - دوستام منو دوست ندارن.

 - چرا؟
- چون قشنگ نیستم

- قبلا اینو به تو گفتن؟
 - نه.

 - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
 - راست می گی؟

- از ته قلبم آره

دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد

چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت ...

به راحتی میشه دل دیگران رو شاد کرد حتی با یک حرف ساده .....

داستان کوتاه آموزنده - عطر خدا www.Atrekhoda.com


برچسب ها: داستان کوتاه زیبا ، داستان کوتاه عاشقانه ، متن آموزنده ، متن زیبا ، داستان درباره مهربانی ، شاد کردن دیگران ، مطالب آموزنده و مفید ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 9 شهریور 1393 06:55 ب.ظ

سه شنبه 25 شهریور 1393 12:37 ق.ظ
بله خوب همیشه گفتن که گاهی وقتا با یه جمله ی زیبا میشه دنیا را نجات داد
عطر خدا
چهارشنبه 12 شهریور 1393 02:27 ب.ظ
سلام عزیزم سپاس از حضورتون،موفق باشی
عطر خدا
شمام خوش اومدید به اینجا
سه شنبه 11 شهریور 1393 12:42 ق.ظ
بسیار زیبا بود.موفق و سر بلند باشی.
عطر خدا
ممنون دوست عزیز. خوش اومدید به عطر خدا

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic